المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
906
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
[ 438 ] آيهء نهم : « لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ؛ « اموال يكديگر را به باطل و به ناروا نخوريد و كار را به محاكمهء قاضيان نيفكنيد تا ( به وسيلهء رشوه و زور ) پارهاى از اموال مردم را به گناه بخوريد ، در حالى كه بطلان و پوچى ادّعاى خود را خوب مىدانيد » . دو فراز از آيه دلالت بر نهى و ايست و ممنوعيّت دارد . 1 ) ايست و منع از أكل « 1 » و خوردن مال مردم به سبب باطل است ، اگر اشكال شود كه « اموال » اضافه بر ضمير مخاطب « كم » شده است ، چگونه خوردن اموال باطل مىشود ؟ زيرا مال انسان يقينا براى خودش ، حلال و حق است و امكان ندارد كه چيز حلال و حق باطل و ناحق شده باشد . جواب اين است كه : اين اضافهء مجازى است و از باب اطلاق كلّ بر جزء است و مراد و مقصود اين است كه : نبايد برخى از شما مال ديگرى را به باطل و ناروا مثل چپاول و غارت و تاراج و دزدى و تزوير و كلاهبردارى و غيره . . بخورد . 2 ) « تدلوا بها » يعنى : « و لا تدلوا بها » كلمهء « لا » به جهت عطف به صدر آيهء « لا تَأْكُلُوا » حذف شده است ، يعنى : مال خود را به قاضيان ندهيد تا به نفع شما به ناحق حكم و قضاوت كنند و اين استعاره است ، عرب زمانى كه بخواهد بگويد : « أرسلها » يعنى : اموالش را فرستاد بهطور كنايى و استعارى مىگويد « ادلى دلوه » و « ادلى » به معناى « أرسل » و رشوه در حقيقت همان ارسال و فرستادن و روانه كردن مال به جانب حاكمان و قاضيان سوء است ، يعنى : نبايد مال خود را به صورت رشوه به سوى قاضيان و حاكمان سوء روانه كنيد . « لتأكلوا » ؛ « لام » علّت غائى و انگيزهء اصلى براى « إدلاء » كه همان روانه كردن مال و رشوه دادن است ، مىباشد . چرا اين كار را مىكنند براى اينكه بخورند « فريقا » ؛ « بخشى » « من اموال النّاس » « بالإثم » ؛ « از اموال و ثروتهاى مردم را به ظلم و ستمى كه سبب گناه است ، « و أنتم تعلمون » « واو » به معناى حال است ؛ يعنى : و حال آنكه شما خوب مىدانيد و كاملا آگاهيد كه كارتان باطل و حق كشى است » امّا چرا « حكم » را مقيّد و محصور به علم كرده است ؟ براى اينكه اصل ، تكليف مشروط و منوط به علم است .
--> ( 1 ) . منظور از « أكل » مطلق ، تمام تصرّفات در مال است چون « اكل » به عنوان فرد اكمل و شاخص و برجستهء آن است بنا به مثل معروف - أ لمطلق ينصرف الى الفرد الأكمل بازگو شده است .